جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mini
01
لباس کوتاه (دامن، پیراهن، کت), پیراهن کوتاه
a very short skirt or dress that does not reach the knees
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
minis
مثالها
The fashion show featured a variety of minis in bright colors and bold patterns.
نمایش مد شامل انواع مینی با رنگهای روشن و طرحهای جسورانه بود.
mini
01
کوتاه
very small, usually smaller than the standard or usual size
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most mini
شکل تفضیلی
more mini
درجهپذیر
مثالها
She carried a mini umbrella in her purse for unexpected rain showers.
او یک چتر مینی در کیف دستیاش برای بارانهای ناگهانی حمل میکرد.



























