جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Milquetoast
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
milquetoasts
مثالها
He was often seen as a milquetoast who never stood up for himself.
او اغلب به عنوان یک شخص ضعیف دیده میشد که هرگز از خود دفاع نمیکرد.
milquetoast
01
بی شخصیت, فاقد قاطعیت
lacking strong character or assertiveness
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most milquetoast
شکل تفضیلی
more milquetoast
درجهپذیر
مثالها
His milquetoast demeanor made it difficult for him to command respect in the boardroom.
رفتار بیجرأت او باعث میشد که به سختی بتواند در اتاق جلسات احترام دیگران را جلب کند.



























