جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Microcosm
01
نمونه کوچک (هر چیزی)
a miniature representation of something larger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
microcosms
مثالها
The research laboratory functions as a microcosm where scientific theories can be tested on a small scale.
آزمایشگاه تحقیقاتی به عنوان یک ریزکیهان عمل میکند که در آن نظریههای علمی در مقیاس کوچک قابل آزمایش هستند.



























