جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Metronome
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
metronomes
مثالها
The pianist used a metronome during practice to ensure she kept a consistent tempo throughout the piece.
پیانیست در طول تمرین از یک مترونوم استفاده کرد تا مطمئن شود که در طول قطعه تمپوی ثابتی را حفظ میکند.



























