جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
methodically
01
به روشی سیستماتیک, به شیوه ای منظم
in a systematic, organized, and careful manner
اطلاعات دستوری
مثالها
The chef methodically followed the recipe, measuring each ingredient precisely.
سرآشپز دستور غذا را به روشی منظم دنبال کرد، هر ماده را با دقت اندازهگیری کرد.
درخت واژگانی
methodically
methodical



























