جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
methodically
01
به روشی سیستماتیک, به شیوه ای منظم
in a systematic, organized, and careful manner
مثالها
She methodically reviewed each document, ensuring accuracy before finalizing the report.
او به روشی منظم هر سند را بررسی کرد، قبل از نهایی کردن گزارش از صحت آن اطمینان حاصل کرد.
درخت واژگانی
methodically
methodical



























