جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mess kit
01
یغلاوی
a compact set of eating utensils, usually used by soldiers or campers
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mess kits
مثالها
The soldiers packed their mess kits before heading out for field training.
سربازان قبل از حرکت برای تمرینات میدانی، ظروف غذاخوری خود را بستهبندی کردند.



























