جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
merged
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most merged
شکل تفضیلی
more merged
درجهپذیر
مثالها
The merged departments led to more streamlined operations.
دپارتمانهای ادغامشده منجر به عملیات روانتر شدند.
درخت واژگانی
submerged
merged
merge



























