جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Menagerie
01
نمایشگاه جانوران
a facility or enclosure where wild or exotic animals are kept for exhibition
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
menageries
مثالها
Visitors toured the old menagerie, now converted into a museum.
بازدیدکنندگان از باغ وحش قدیمی بازدید کردند که اکنون به موزه تبدیل شده است.
02
مجموعهای از حیوانات زنده, گروه حیوانات برای نمایش
a group of live animals kept together for display, study, or entertainment
مثالها
The lab studied a menagerie of amphibians from the rainforest.
آزمایشگاه یک مجموعه حیوانات از دوزیستان جنگل بارانی را مطالعه کرد.



























