جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فرشچه
آشپزخانه یک فرش رنگارنگ کنار سینک داشت.
تشک ورزشی
بعد از تمرین، او مت را جمع کرد و در منطقه تعیین شده برای تجهیزات ورزشی قرار داد.
پاسپارتو, مقوای قاب عکس
عکس پشت یک پاس-پارتو سفید قرار داده شده بود.
زیر لیوانی, زیر بشقابی
او یک زیرلیوانی زیر گلدان قرار داد.
صفحه فونداسیون, صفحه توزیع
مَت پایداری را در زمین باتلاقی تضمین میکرد.
مات, بیجلوه
نقاش یک سطح مات را برای آزمایش رنگ ترجیح داد.
گره خورده, کلاف
پوست گربه پس از بیتوجهی رها شدن، یک حصیر تشکیل داد.
حصیر, زیرپایی در
او پاهایش را روی حصیر پاک کرد قبل از اینکه وارد خانه شود.
گره خوردن, نمدی شدن
پشم پس از شستشوهای مکرر شروع به گره خوردن کرد.
گره زدن, در هم تنیدن
باغبان تاکها را دور تیرکهای حصار درهم پیچید.
مات, کدر
عکس دارای پایانکاری مات برای کاهش درخشش بود.
کارشناسی ارشد تدریس, کارشناسی ارشد علوم تربیتی
او یک MAT در آموزش ابتدایی کسب کرد.



























