جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Marathon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
marathons
مثالها
He completed the marathon in just under four hours.
او ماراتن را در کمتر از چهار ساعت به پایان رساند.
02
ماراتن, کار دشوار و طولانی
any long and arduous undertaking



























