جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Manhunt
01
شکار انسان, جستجوی پلیس
an organized search by police for a person wanted for a crime
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
manhunts
مثالها
The police launched a manhunt for the suspect.
پلیس یک شکار انسان برای مظنون راهاندازی کرد.



























