جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Magnifying glass
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
magnifying glasses
مثالها
The detective used a magnifying glass to examine the tiny clues left at the crime scene.
کارآگاه از یک ذرهبین برای بررسی سرنخهای کوچک باقیمانده در صحنه جرم استفاده کرد.



























