جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Magnum
01
شیشه مشروبات الکلی
a large-sized bottle for wine or other alcoholic beverages, holding 1.5 liters
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
magnums
مثالها
The sommelier recommended a magnum of vintage Bordeaux for the special occasion, ensuring there was plenty to share among the guests.
سوملیه یک مگنوم از بوردو قدیمی را برای مناسبت ویژه توصیه کرد، اطمینان حاصل کرد که برای تقسیم بین مهمانان به اندازه کافی وجود دارد.



























