جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Magistrate
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
magistrates
مثالها
The local magistrate imposed a fine on the defendant for violating noise ordinances.
قاضی محلی به دلیل نقض مقررات سر و صدا بر متهم جریمه تحمیل کرد.



























