جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Macaroni
01
ماکارونی
pasta formed like short hollow tubes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
macaronis
مثالها
The ridged macaroni adds crunch to the classic salad.
ماکارونی راهراه تردی را به سالاد کلاسیک اضافه میکند.
02
یک دندی بریتانیایی در قرن هجدهم که رفتارهای قارهای را تقلید میکرد, یک ماکارونی
a British dandy in the 18th century who affected Continental mannerisms



























