جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lumbering
01
سلانه و سنگین
moving slowly or in an awkward way because of being heavy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most lumbering
شکل تفضیلی
more lumbering
درجهپذیر
مثالها
The lumbering bear moved through the forest, its massive body shifting with each step.
خرس سنگینحرکت از میان جنگل عبور میکرد، بدن عظیمالجثهاش با هر قدم تکان میخورد.
Lumbering
01
تجارت چوب, برش یا آماده سازی یا فروش چوب
the trade of cutting or preparing or selling timber
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
lumberings
درخت واژگانی
lumbering
lumber



























