جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Long-suffering
01
تحمل طولانی مدت, صبر در رنج
patient endurance of pain or unhappiness
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
long-suffering
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most long-suffering
شکل تفضیلی
more long-suffering
درجهپذیر
مثالها
His long-suffering wife quietly supported him through years of financial and personal struggles.
همسر صبور او در طول سالهای سختی مالی و شخصی، آرام از او حمایت کرد.



























