جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Long-suffering
01
تحمل طولانی مدت, صبر در رنج
patient endurance of pain or unhappiness
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
long-suffering
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most long-suffering
شکل تفضیلی
more long-suffering
درجهپذیر
مثالها
The long-suffering employees remained dedicated despite the constant changes in management.
کارمندان صبور با وجود تغییرات مداوم در مدیریت، متعهد باقی ماندند.



























