جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lone wolf
01
آدم تکرو, اهل تنهایی
someone who likes being alone and does things without asking for help
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lone wolves
مثالها
Jack is a lone wolf and prefers working without a team.
جک آدم تکرویی است و ترجیح میدهد بدون تیم کار کند.



























