جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Living thing
01
موجود زنده, ارگانیسم زنده
any being that is alive and can grow, reproduce, and respond to its surroundings
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
living things
مثالها
A dog is a living thing that needs food and water to survive.
یک سگ یک موجود زنده است که برای زنده ماندن به غذا و آب نیاز دارد.



























