جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lieu
01
مکان, محل، جا
a place or location, often used as a substitute or in place of something else
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The manager appointed a deputy to act in lieu of her during her absence from the office.
مدیر یک معاون را منصوب کرد تا در جای او در زمان غیبتش از دفتر عمل کند.



























