جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lethal
01
کشنده, مهلک، مرگبار
capable of causing death
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most lethal
شکل تفضیلی
more lethal
درجهپذیر
مثالها
The doctor warned that the patient 's cancer had progressed to a lethal stage, with limited treatment options available.
پزشک هشدار داد که سرطان بیمار به مرحلهای کشنده پیشرفت کرده است، با گزینههای درمانی محدود موجود.
درخت واژگانی
lethality
lethally
nonlethal
lethal



























