جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
leonine
01
شیرمانند, شیرسان، شیرخوی
resembling or characteristic of a lion
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The actor 's deep, resonant voice carried a leonine authority, commanding attention on the stage.
صدای عمیق و طنینانداز بازیگر، اقتدار شیرمانندی داشت که توجه را روی صحنه جلب میکرد.



























