جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to laud
01
ستودن, مدح کردن
to praise or express admiration for someone or something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
laud
سومشخص مفرد
lauds
وجه وصفی حال
lauding
گذشته ساده
lauded
اسم مفعول
lauded
مثالها
Environmentalists laud the company for its sustainable practices.
محیطبانان این شرکت را به خاطر روشهای پایدارش ستایش میکنند.
درخت واژگانی
laudable
laudator
laudatory
laud



























