جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
largely
01
تا حد زیادی, عمدتاً
for the greatest part
اطلاعات دستوری
مثالها
The success of the campaign was largely due to social media engagement.
موفقیت کمپین عمدتاً به دلیل مشارکت در رسانههای اجتماعی بود.
مثالها
The painting was so largely composed that it filled the entire gallery wall.
نقاشی به قدری وسیع ترکیب شده بود که تمام دیوار گالری را پر کرد.
درخت واژگانی
largely
large



























