جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
largely
01
تا حد زیادی, عمدتاً
for the greatest part
مثالها
The community is largely rural, with a few small towns scattered around.
جامعه عمدتاً روستایی است، با چند شهر کوچک پراکنده در اطراف.
مثالها
The protest was largely organized, stretching across multiple cities.
اعتراض به طور گسترده سازماندهی شده بود، در چندین شهر گسترش یافت.
درخت واژگانی
largely
large



























