جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Kook
01
یک آدم عجیب و غریب, یک آدم دیوانه
an eccentric, crazy, or bizarre person
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
kooks
مثالها
The beach is full of kooks surfing in ridiculous outfits.
ساحل پر از عجیب و غریبها است که با لباسهای مسخره موجسواری میکنند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
kooky
kook



























