جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
knocked out
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most knocked out
شکل تفضیلی
more knocked out
درجهپذیر
حوزه
sports, combat, health
مثالها
The knocked-out boxer was carried off the ring on a stretcher.
بوکسوری که ناک اوت شده بود روی برانکارد از رینگ خارج شد.
LanGeek



























