جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Kidney bean
01
*لوبیا قرمز
a variety of legume with a distinctive kidney shape and a robust, nutty flavor
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
kidney beans
مثالها
As she explored a bustling street market, she discovered a vendor selling savory kidney bean tacos.
وقتی او در حال گشت و گذار در یک بازار شلوغ خیابانی بود، فروشندهای را کشف کرد که تاکوهای خوشمزه با لوبیا قرمز میفروخت.



























