جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Arms
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
arms
مثالها
The country invested heavily in modernizing its arms to enhance its military capabilities.
کشور بهشدت در نوسازی تسلیحات خود برای افزایش تواناییهای نظامی سرمایهگذاری کرد.
02
نشان خانوادگی, نشان دولتی
the symbols that represent a family, state, or other authority
مثالها
The castle's entrance displayed the royal arms.
ورودی قلعه نشان سلطنتی را نمایش میداد.



























