جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
jolly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
jolliest
شکل تفضیلی
jollier
درجهپذیر
مثالها
Despite the rainy weather, the jolly group of friends decided to go for a hike and make the best of their day.
علیرغم هوای بارانی، گروه شاد دوستان تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند و از روزشان نهایت استفاده را ببرند.
jolly
01
با خوشحالی
to a great degree or amount
Dialect
British
اطلاعات دستوری
مثالها
They were jolly excited about their upcoming vacation.
آنها به شدت درباره تعطیلات پیش رو هیجانزده بودند.
Jolly
01
قایق کوچک, قایق کمکی
a small ship's boat, usually a yawl, used by sailors for general-purpose work
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
jollies
مثالها
Sailors used the jolly to ferry officers between ship and dock.
ملوانان از قایق کوچک برای انتقال افسران بین کشتی و اسکله استفاده میکردند.
02
گردهمایی شاد, مهمانی پرجنبوجوش
a cheerful and lively gathering or party
مثالها
The crew threw a jolly to celebrate their return.
خدمه یک مهمانی شاد برای جشن بازگشتشان ترتیب دادند.
to jolly
01
شوخی کردن, مسخره کردن
to act playfully or teasingly with others
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
jolly
سومشخص مفرد
jollies
وجه وصفی حال
jollying
گذشته ساده
jollied
اسم مفعول
jollied
مثالها
Do n't take it seriously — they're just jollied around.
جدی نگیر—آنها فقط شوخی میکنند.
درخت واژگانی
jollify
jolliness
jollity
jolly
jol



























