جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
jittery
01
عصبی, بیقرار
having nervous or jerky movements
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
jitteriest
شکل تفضیلی
jitterier
درجهپذیر
مثالها
The jittery kitten pounced at every slight sound and movement.
بچه گربه عصبی به هر صدای کوچک و حرکتی حمله میکرد.



























