جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Jingo
01
میهنپرست افراطی
a person who strongly advocates for war and aggressive nationalism
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
jingoes
مثالها
The novel portrayed the protagonist as a jingo, blindly advocating for military actions.
رمان شخصیت اصلی را به عنوان یک میهنپرست افراطی به تصویر کشید که کورکورانه از اقدامات نظامی حمایت میکرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
jingoism
jingoist
jingo



























