جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Jealousy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She felt jealousy when her friend got the promotion.
وقتی دوستش ترفیع گرفت، حسادت کرد.
02
حسادت, مراقبت مشتاقانه
zealous vigilance



























