جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Nervenwrack
01
آدم عصبی
Ein Mensch, der ständig nervös, angespannt oder überreizt ist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Wrack(e)s
شکل جمع
Wracks/Wracke
مثالها
Seit der Prüfung ist er ein totaler Nervenwrack.
از زمان امتحان، او یک عصبی کامل شده است.



























