جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
zustimmen
01
موافق بودن
Eine positive Meinung zu etwas haben und dies ausdrücken
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
zu
فعل پایه
stimmen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
stimme zu
سومشخص مفرد
stimmt zu
وجه وصفی حال
zustimmend
گذشته ساده
stimmte zu
اسم مفعول
zugestimmt
مثالها
Sie stimmte sofort zu, als wir sie um Hilfe baten.
وقتی کمک خواستیم، او بلافاصله موافقت کرد.



























