جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
zuordnen
01
اختصاص دادن, جور کردن
Etwas oder jemanden mit etwas Passendem verbinden oder in Beziehung setzen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
zu
فعل پایه
ordnen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
ordne zu
سومشخص مفرد
ordnet zu
وجه وصفی حال
zuordnend
گذشته ساده
ordnete zu
اسم مفعول
zugeordnet
مثالها
Ich kann die Telefonnummer keinem Namen zuordnen.
من نمیتوانم شماره تلفن را به هیچ نامی مرتبط کنم.



























