جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
zugehen
01
بسته شدن
Sich von selbst oder durch äußeren Einfluss schließen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
zu
فعل پایه
gehen
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
gehe zu
سومشخص مفرد
geht zu
وجه وصفی حال
zugehend
گذشته ساده
ging zu
اسم مفعول
zugegangen
مثالها
Das Fenster ist wegen des Windes zugegangen.
پنجره به دلیل باد بسته شد.



























