der zufall
zufall
t͡su:fal
tsoofal

تعریف و معنی "zufall"در زبان آلمانی

Der Zufall
01

اتفاق, تصادف، پیش آمد، تقارن

Ein unerwartetes Ereignis ohne Absicht oder Plan 
der Zufall definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Zufalls
شکل جمع
Zufälle
مثال‌ها
Es war nur ein Zufall, dass wir uns hier getroffen haben. 

این فقط یک تصادف بود که ما اینجا ملاقات کردیم.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه