der zoll
zoll
t͡sɔl
تسُل
volltollsollprotokoll

تعریف و معنی "zoll"در زبان آلمانی

Der Zoll
01

گمرک, هزینه گمرکی

Amt für Kontrolle und Abgaben an der Grenze 
der Zoll definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
Zölle
شکل ملکی
Zoll(e)s
مثال‌ها
Am Flughafen musste ich durch den Zoll. 

در فرودگاه، مجبور شدم از گمرک عبور کنم.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه