جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
zerlegen
01
از هم جدا کردن, از هم باز کردن
Etwas in Einzelteile auseinandernehmen
مثالها
Der Tischler zerlegte den Schrank in vier Teile.
نجار کابینت را به چهار قسمت جداسازی کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
از هم جدا کردن, از هم باز کردن