جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wiegen
[past form: wog]
01
وزن کردن
Das Gewicht von etwas oder jemandem messen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
wiege
سومشخص مفرد
wiegt
وجه وصفی حال
wiegend
گذشته ساده
wog
اسم مفعول
gewogen
مثالها
Kannst du bitte mein Gepäck wiegen?
آیا لطفاً میتوانید چمدانم را وزن کنید؟
02
وزن داشتن
Ein bestimmtes Gewicht haben
مثالها
Wie viel wiegst du?
وزن کردن چقدر وزن داری؟



























