جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wahnsinnig
01
دیوانه, دیوانه وار
Geistig gestört
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am wahnsinnigsten
شکل تفضیلی
wahnsinniger
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Der wahnsinnige Tyrann befahl sinnlose Hinrichtungen.
مستبد دیوانه اعدامهای بیمعنی را دستور داد.



























