جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wachsen
[past form: wuchs]
01
رشد کردن, بزرگ شدن، بلند شدن
Größer oder länger werden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
wachse
سومشخص مفرد
wächst
وجه وصفی حال
wachsend
گذشته ساده
wuchs
اسم مفعول
gewachsen
مثالها
Mein Sohn ist im letzten Jahr stark gewachsen.
پسر من در سال گذشته بسیار رشد کرده است.



























