جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Vorschrift
01
آییننامه, قانون
Eine offizielle Regel, die befolgt werden muss
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Vorschrift
شکل جمع
Vorschriften
مثالها
Die Sicherheitsvorschriften müssen eingehalten werden.
مقررات ایمنی باید رعایت شوند.



























