جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Vorschrift
[gender: feminine]
01
آییننامه, قانون
Eine offizielle Regel, die befolgt werden muss
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Vorschrift
شکل جمع
Vorschriften
مثالها
Nach den Vorschriften ist das Rauchen hier verboten.
طبق مقررات، سیگار کشیدن در اینجا ممنوع است.



























