جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vorläufig
01
موقت, موقتا
Nicht endgültig
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Sie bekam eine vorläufige Aufenthaltserlaubnis.
او یک اجازهنامه اقامت موقت دریافت کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
موقت, موقتا