der verzug
verzug
fɛɐ̯tsu:k
fetsook
vorzug

تعریف و معنی "verzug"در زبان آلمانی

Der Verzug
01

تاخیر, معطلی

Eine verspätete Handlung oder Lieferung 
der Verzug definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Verzugs
شکل جمع
Verzüge
مثال‌ها
Der Verzug bei der Lieferung kostet das Unternehmen viel Geld. 

تأخیر در تحویل برای شرکت هزینه زیادی دارد.

02

کودک محبوب, کودک موردعلاقه

ein Kind, das besonders bevorzugt oder liebevoll behandelt wird 
مثال‌ها
Er galt als der Verzug der Familie. 

او به عنوان کودک مورد علاقه خانواده در نظر گرفته می‌شد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه