جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verheiratet
01
متأهل, ازدواجکرده
Durch Ehe verbunden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
صرفپذیر
حوزه
Beziehung, Familie, Status
مثالها
Ich bin seit fünf Jahren verheiratet.
من پنج سال است که ازدواج کردهام.
LanGeek



























