جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verdienen
01
درآمد داشتن, پول درآوردن، حقوق گرفتن
Geld durch Arbeit bekommen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ver
فعل پایه
dienen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
verdiene
سومشخص مفرد
verdient
وجه وصفی حال
verdienend
گذشته ساده
verdiente
اسم مفعول
verdient
مثالها
Sie verdient als Lehrerin gut.
او به عنوان معلم خوب درآمد دارد.
02
سزاوار بودن, حق کسی بودن، استحقاق داشتن
Etwas als Belohnung oder Strafe zu Recht bekommen
مثالها
Sie verdient Respekt.
او سزاوار احترام است.



























