جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verboten
01
ممنوع, غیرمجاز
Nicht erlaubt oder gesetzlich untersagt
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
صرفپذیر
حوزه
Recht, Regeln, Verhalten
مثالها
Rauchen ist hier verboten.
سیگار کشیدن در اینجا ممنوع است.
LanGeek



























