جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Unmenge
01
زیاد, فراوان
Eine extrem große, oft unüberschaubare Menge von etwas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Unmenge
شکل جمع
Unmengen
مثالها
Die Fabrik produziert Unmengen an CO₂-Emissionen.
کارخانه مقادیر عظیمی از انتشارات CO₂ تولید میکند.



























